نقد تند بابک زنجانی به بودجه ۱۴۰۵: صورتحساب ناتوانی دولت

لایحه بودجه ۱۴۰۵ که از سوی دولت به مجلس ارائه شده، با واکنشهای متفاوتی از سوی صاحبنظران اقتصادی مواجه شده است. بابک زنجانی، بازداشتی سابق با سابقه در امور مالی بینالمللی، با نگاهی تند، این بودجه را نه یک برنامه برای اداره کشور، بلکه صورتحساب ناتوانی دولت خوانده است. به باور وی، هزینه این ناتوانی مستقیماً از جیب مردم پرداخت میشود. یکی از محورهای اصلی انتقاد او، برنامه دولت برای فروش بیش از ۹۰۰ هزار میلیارد تومان (۹۰۰ همت) اوراق بدهی است که به معنای انتقال بحران مالی به آینده و تشدید مشکلات معیشتی در سالهای آتی تلقی میشود. در این تحلیل، به بررسی ابعاد این نقد، منطق پشت آن و جایگاه فروش اوراق در اقتصاد ایران میپردازیم.
🔍 نقد ساختاری: بودجه به مثابه «صورتحساب ناتوانی»
زنجانی با این جمله، به دو ویژگی مهم بودجه ۱۴۰۵ اشاره میکند:
-
فقدان نگاه برنامهای و توسعهمحور: بودجه در идеآل باید نقشه راهی برای تحقق اهداف کلان، رشد اقتصادی و رفاه عمومی باشد. اما به نظر منتقد، بودجه پیشنهادی فاقد این چشمانداز است و بیشتر واکنشی به کمبودهای مالی جاری است.
-
بارگذاری هزینه بر دوش مردم: عبارت «هزینهاش مستقیم از جیب مردم پرداخت میشود» میتواند به چند مکانیزم اشاره داشته باشد:
-
افزایش فشار مالیاتی غیرمستقیم از طریق تورم.
-
کاهش کیفیت یا حجم خدمات عمومی ارائه شده توسط دولت.
-
افزایش قیمت حاملهای انرژی و کالاهای تحت کنترل دولت.
-
📊 کانون انتقاد: فروش ۹۰۰ همت اوراق بدهی به مثابه «انتقال بحران»
این بخش از انتقاد، دقیقاً یکی از حساسترین نقاط لایحه بودجه را هدف گرفته است. فروش اوراق بدهی (قرضه) توسط دولت معمولاً دو هدف دارد:
-
تأمین کسری بودجه جاری
-
کنترل نقدینگی و تورم
اما انتقاد اصلی اینجاست که وقتی فروش اوراق در این مقیاس عظیم (۹۰۰ هزار میلیارد تومان) انجام میشود، چند خطر جدی ایجاد میکند:
-
جذب منابع بخش خصوصی: این حجم از اوراق، سرمایه در دسترس بخش خصوصی برای سرمایهگذاری مولد را کاهش میدهد و میتواند به رکود دامن بزند (ازدحام خارج کردن بخش خصوصی).
-
بار بدهی آینده: دولت برای بازپرداخت اصل و سود این اوراق در سالهای آینده، نیاز به درآمد بیشتری خواهد داشت که احتمالاً از طریق مالیات بیشتر یا استقراض مجدد تأمین میشود. این همان انتقال بحران به آینده است.
-
تورم نهفته: اگر در آینده دولت نتواند بدهی خود را مدیریت کند، ممکن است بانک مرکزی برای بازپرداخت آن دست به چاپ پول بزند که خود عاملی برای تورم آینده است. این به معنای زندگی سختتر در فردا است.
⚖️ تحلیل دوگانه: آیا فروش اوراق همیشه بد است؟
نباید فروش اوراق را به طور مطلق محکوم کرد. در اقتصادهای باثبات، فروش اوراق یک ابزار متعارف مالی برای مدیریت کسری بودجه و اجرای سیاست پولی است. مسئله، مقیاس، هدف و شرایط اقتصادی است:
-
اگر اوراق برای تأمین مالی پروژههای زیرساختی سودآور فروخته شود: میتواند سرمایهگذاری و رشد آینده را تقویت کند.
-
اگر اوراق صرفاً برای پرداخت حقوق و هزینههای جاری فروخته شود: مانند این است که خانوادهای برای تأمین هزینه خوراک امروز، وام بگیرد. این الگو ناپایدار است.
به نظر میرسد نقد زنجانی بر فرض دوم استوار است؛ اینکه دولت به جای اصلاح ساختار درآمدی و هزینهای، در حال پوشش ناتوانی خود با بدهیهای انباشتشونده است.
💡 جمعبندی: پرسشهای پیش روی مجلس و مردم
این نقد تند، پرسشهای مهمی را برای نمایندگان مجلس و افکار عمومی مطرح میکند:
-
آیا بودجه ۱۴۰۵ واقعاً فاقد نگاه راهبردی و صرفاً معطوف به گذر از سال جاری است؟
-
آیا برنامه فروش اوراق با این حجم، پیامدهای تورمی و رکودی آن به دقت سنجیده شده است؟
-
جایگزین این حجم از استقراض داخلی برای تأمین کسری بودجه چیست؟ آیا افزایش درآمدهای مالیاتی از طریق مبارزه با فرار مالیاتی و توسعه پایه مالیاتی در اولویت قرار دارد؟
تاریخ انتشار:
دی 7, 1404
