بازی ریاضی مالیاتی دولت | افزایش سقف مشاغل 1405 و تورم

دولت با اعلام افزایش سقف طبقات اول و دوم مالیات بر درآمد مشاغل برای سال ۱۴۰۵، ادعای حمایت از مؤدیان در برابر تورم را دارد. اما یک تحلیل ریاضی ساده از ارقام این مصوبه نشان میدهد که واقعیت چیز دیگری است: دولت در محاسبه تورم کمی «اشتباه» میکند! یا به بیان دقیقتر، یک «بازی ریاضی» هوشمندانه را به اجرا گذاشته که در نهایت به نفع درآمدهای مالیاتی خود و به ضرر جیب مؤدیان تمام میشود.
📊 ارقام مصوبه و یک مقایسه گویا
طبق مصوبه هیئت وزیران برای اجرا از ابتدای ۱۴۰۵:
-
سقف طبقه اول مالیاتی (با نرخ ۱۵٪) از ۲,۰۰۰ میلیون ریال به ۴,۰۰۰ میلیون ریال افزایش یافت.
-
سقف طبقه دوم مالیاتی (با نرخ ۲۰٪) از ۴,۰۰۰ میلیون ریال به ۸,۰۰۰ میلیون ریال افزایش یافت.
در نگاه اول این افزایش ۱۰۰ درصدی نسبت به آخرین اصلاحیه (مربوط به سال ۱۴۰۱) چشمگیر به نظر میرسد. اما وقتی این اعداد را در ترازوی تورم واقعی میگذاریم، تصویر دیگری ظاهر میشود.
🔍 سه فرضیه و یک نتیجهگیری تکاندهنده
اگر سقف اول در سال ۱۴۰۱ را ۲,۰۰۰ میلیون ریال در نظر بگیریم، با نرخهای مختلف به چه اعدادی میرسیم؟
-
فرض خوشبینانه: افزایش سالانه ۲۵٪ (سود مرکب)
-
پس از ۴ سال، سقف باید به حدود ۴,۸۸۲ میلیون ریال میرسید.
-
نتیجه: سقف تعیین شده دولت (۴,۰۰۰) حتی از این رقم فرضی هم کمتر است.
-
-
فرض میانه: جبران فقط تورم سنگین سال ۱۴۰۴ (حدود ۵۰٪)
-
اگر تنها تورم یک سال اخیر جبران شود، سقف به ۳,۰۰۰ میلیون ریال میرسد.
-
نتیجه: سقف دولت (۴,۰۰۰) از این هم بیشتر است. پس دولت فقط تورم یک سال را جبران نکرده، اما تمام تورم انباشته را هم جبران نکرده است.
-
-
فرض واقعبینانه: جبران تورم انباشته واقعی ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴
-
با در نظر گرفتن تورمهای سالانه ۴۰٪ تا ۵۰٪، سقف باید به رقمی بین ۷,۰۰۰ تا ۱۰,۰۰۰ میلیون ریال میرسید.
-
نتیجه: سقف مصوب (۴,۰۰۰) به وضوح فاصله زیادی با تورم واقعی دارد.
-
🎯 جمعبندی: بازی ریاضی دولت چیست؟
تحلیل اعداد نشان میدهد دولت عملاً یک «نرخ تعدیل اداری-مالیاتی» حدوداً ۱۹ درصد سالانه را پذیرفته است. نرخی که:
-
به وضوح پایینتر از نرخ تورم اعلامی مرکز آمار در این دوره است.
-
بسیار پایینتر از تورم واقعی و احساس شده در اقتصاد است.
هدف این بازی ریاضی چیست؟
-
افزایش درآمد مالیاتی بدون تغییر نرخ: با افزایش کمتر از تورم، افرادی که درآمد اسمی آنان بر اثر تورم بالا رفته (ولی قدرت خریدشان ثابت یا کاهش یافته)، به طبقات مالیاتی بالاتر سقوط میکنند و نرخ مؤثر مالیات آنان افزایش مییابد. این یک افزایش درآمد خودکار و کمسروصدا برای دولت است.
-
کاهش پیچیدگی وصول: با بالاتر بردن سقفها، تعداد بیشتری از مشاغل تحت نرخهای ساده قطعی (۱۵٪ و ۲۰٪) قرار میگیرند و نیاز به حسابرسی پیچیده سود خالص کمتر میشود. این هزینه وصول مالیات را برای دولت پایین میآورد.
-
کنترل غیرمستقیم کسری بودجه: در شرایط تورمی، این راهی برای جبران بخشی از کسری بودجه از طریق قرار دادن بار بیشتر بر دوش مولدین اقتصادی است.
💡 نتیجه نهایی: چه تأثیری بر جیب شما میگذارد؟
این مصوبه یک تعدیل جزئی و حسابشده است که هدف اصلی آن افزایش کارایی وصول مالیات و درآمد دولت است، نه جبران کامل قدرت خرید مؤدیان. به زبان ساده:
-
اگر درآمد اسمی شما افزایش یافته اما قدرت خریدتان کاهش یافته، ممکن است مالیات بیشتری بپردازید.
-
بار مالیاتی واقعی شما افزایش مییابد، در حالی که رفاه واقعی شما ثابت مانده یا کاهش یافته است.
دولت با یک تیر دو نشان زده: هم ادای تکلیف قانونی تعدیل را کرده، هم درآمد خود را افزایش داده است. اما هزینه این بازی ریاضی را مشمولین جدید مالیاتی و صاحبان مشاغل میپردازند.
تاریخ انتشار:
آذر 29, 1404
