تورم اقلام اساسی در ۶ سال: برنج ۱۰۷۲٪، روغن ۸۳۷٪، قند ۸۱۹٪

آمارهای تورم در کشور ما گاهی اعداد و ارقامی انتزاعی به نظر میرسند، اما وقتی به افزایش قیمت کالاهای اساسی و خوراکی ترجمه میشوند، عمق فاجعه برای زندگی روزمره مردم آشکار میگردد. بررسی روند قیمتها در ۶ سال گذشته نشان میدهد که تورم افسارگسیخته چگونه سفره ایرانیان را تحت تأثیر قرار داده است. به گونهای که قیمت برنج بیش از ۱۰۷۲ درصد، روغن مایع حدود ۸۳۷ درصد و قند ۸۱۹ درصد افزایش یافته است. این ارقام تنها بخشی از یک داستان تلخ اقتصادی هستند که کاهش مستمر قدرت خرید خانوارها را روایت میکند. در این تحلیل، به بررسی ابعاد این افزایشها، دلایل و پیامدهای آن بر معیشت مردم میپردازیم.
📊 جدول مقایسهای افزایش قیمت اقلام اساسی (طی ۶ سال)
| کالا | میزان افزایش قیمت (درصد) |
|---|---|
| برنج | ۱۰۷۲٪ |
| روغن مایع | ۸۳۷٪ |
| قند | ۸۱۹٪ |
| شیر پاستوریزه | ۶۸۷٪ |
| تخم مرغ | ۵۸۵٪ |
این اعداد به چه معناست؟ به زبان ساده، اگر کالایی ۶ سال پیش ۱۰ هزار تومان قیمت داشت، امروز باید بهای آن را به شرح زیر بپردازید:
-
برنج: حدود ۱۱۷,۲۰۰ تومان
-
روغن مایع: حدود ۹۳,۷۰۰ تومان
-
قند: حدود ۹۱,۹۰۰ تومان
🔍 دلایل افزایش سرسامآور قیمت اقلام اساسی
چندین عامل درونی و بیرونی در ایجاد این وضعیت نقش داشتهاند:
-
تورم مزمن و ضعف پول ملی: کاهش ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی، هزینه واردات بسیاری از مواد اولیه (مانند دانههای روغنی، برنج خارجی، شکر خام) و همچنین ماشینآلات و نهادههای کشاورزی را به شدت افزایش داده است.
-
اختلال در زنجیره تأمین و تولید: مشکلات مربوط به واردات نهادهها به دلیل تحریمها یا سیاستهای ارزی، تولید داخلی را با چالش مواجه کرده و عرضه را کاهش داده است.
-
سیاستهای حمایتی ناکارآمد: گاهی تغییرات ناگهانی در سیاستهای یارانهای، سهمیهبندی یا قیمتگذاری دستوری، به جای تثبیت بازار، باعث ایجاد التهاب و افزایش قیمت در بخش غیررسمی شده است.
-
رشد نقدینگی بدون پشتوانه تولید: تزریق نقدینگی بالا به اقتصاد بدون افزایش متناسب در عرضه کالاها و خدمات، فشار تقاضا و در نتیجه تورم را ایجاد میکند که اولین قربانیان آن کالاهای ضروری هستند.
⚠️ پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این تورم هدفمند بر سفره مردم
افزایش قیمت در چنین اقلامی، که سبد هزینه ضروری خانوار را تشکیل میدهند، پیامدهایی فراتر از آمارهای اقتصادی دارد:
-
کاهش امنیت غذایی: فشار هزینهها ممکن است باعث کاهش مصرف سرانه پروتئین، لبنیات و ریزمغذیها در خانوارهای کمدرآمد شود و به مشکلات سلامت عمومی دامن بزند.
-
کاهش قدرت خرید و استاندارد زندگی: سهم بیشتری از درآمد خانوار صرف تأمین خوراک میشود و از بودجه آموزش، بهداشت، مسکن و تفریح کاسته میشود.
-
افزایش فشار روانی و نارضایتی اجتماعی: ناتوانی در تأمین مایحتاج اولیه، استرس و ناامنی معیشتی را در جامعه گسترش میدهد.
-
عمیقتر شدن شکاف طبقاتی: این تورم، دهکهای کمدرآمد را به طور نامتناسبی تحت تأثیر قرار میدهد و فاصله اجتماعی را افزایش میدهد.
💡 آیا راه برونرفتی وجود دارد؟
مقابله با این روند نیازمند یک عزم ملی و تغییر در رویکردهای کلان است:
-
کنترل پایهای تورم: اتخاذ سیاستهای پولی و مالی انضباطمحور برای مهار رشد نقدینگی.
-
حمایت هدفمند از دهکهای آسیبپذیر: جایگزینی یارانههای غیرمؤثر با کمکهای نقدی مستقیم و هدفمند به خانوارهای نیازمند.
-
افزایش بهرهوری و خودکفایی در کشاورزی: سرمایهگذاری در فناوری، بهبود نظام توزیع نهادهها و حمایت از کشاورزان برای افزایش تولید و کاهش وابستگی به واردات.
-
شفافیت و ثبات در سیاستگذاری: اجتناب از تصمیمات شوکآور و ایجاد اطمینان برای فعالان زنجیره تأمین غذا.
تاریخ انتشار:
دی 6, 1404
