هدف فشار حداکثری جدید: قطع صادرات ۱.۵ میلیون بشکه‌ای نفت ایران به چین

نمودار صادرات نفت ایران به چین بر اساس گزارش گلدمن ساکس (۲۰۱۵-۲۰۲۵)

همزمان با بازگشت گفتمان «فشار حداکثری» به میز سیاست‌گذاری آمریکا، نشانه‌های تازه‌ای از هدف‌گیری جدی صادرات نفت ایران آشکار شده است. دکتر سعدوندی، اقتصاددان، با اشاره به گزارش‌های جدید هشدار می‌دهد که این‌بار هدف، قطع صادرات ۱.۵ میلیون بشکه‌ای نفت ایران به چین است. بر اساس این گزارش‌ها، آمریکا و اسرائیل برای از کار انداختن «ناوگان سایه» (کشتی‌های نفتکش فعال در دور زدن تحریم‌ها) هماهنگ شده‌اند و قطع شریان درآمدی تهران را هدف قرار داده‌اند.

تصویر صادرات نفت ایران: نگاهی به آمار گلدمن ساکس

نمودار منتشرشده از سوی گلدمن ساکس (Exhibit 2: Iran’s Oil Exports Mostly Go to China) روند صادرات نفت ایران و مقصد آن را نشان می‌دهد:

سال صادرات نفت ایران (میلیون بشکه در روز) توضیحات
۲۰۱۵ ~1 پیش از برجام
۲۰۱۷ ~3 پس از بازگشت تحریم‌ها
۲۰۱۹ ~1.5 اوج دور زدن تحریم‌ها
۲۰۲۱ ~0.7 تداوم صادرات به چین
۲۰۲۳ ~1.5 ثبات نسبی
۲۰۲۵ ~2 صادرات پایدار به چین

نکته کلیدی نمودار: تقریباً تمام صادرات نفت ایران (بیش از ۳ میلیون بشکه در برخی مقاطع) به چین می‌رود و سهم سایر کشورها (OECD، روسیه، اوکراین، هند، سوریه، امارات) بسیار ناچیز یا صفر است.

هدف جدید: ناوگان سایه و صادرات به چین

دکتر سعدوندی تأکید می‌کند که این‌بار فشار حداکثری روی حلقه نهایی زنجیره صادرات نفت ایران متمرکز شده است:

  1. هدف: صادرات ۱.۵ میلیون بشکه‌ای به چین: ایران در سال‌های اخیر توانسته است با استفاده از «ناوگان سایه» (کشتی‌های نفتکش با شناسایی مخفی، بیمه غیراستاندارد و جابه‌جایی‌های پیچیده) تحریم‌ها را دور بزند و نفت خود را عمدتاً به چین صادر کند.

  2. هماهنگی آمریکا و اسرائیل: گزارش‌ها حاکی از آن است که آمریکا و اسرائیل برای از کار انداختن این ناوگان سایه هماهنگ شده‌اند. این هماهنگی می‌تواند شامل:

    • ردیابی و توقیف کشتی‌ها

    • تحریم شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گر

    • فشار بر چین برای کاهش خرید

    • اقدام‌های اطلاعاتی و سایبری

  3. قطع شریان درآمدی: هدف نهایی، قطع شریان اصلی درآمد ارزی ایران است که بودجه کشور به شدت به آن وابسته است.

چرا این بار جدی‌تر است؟

چند دلیل وجود دارد که این موج جدید فشار را جدی‌تر از قبل نشان می‌دهد:

عامل توضیح
تجربه قبلی آمریکا از دور قبلی فشار حداکثری (۲۰۱۸-۲۰۲۰) تجربه کسب کرده و نقاط ضعف را می‌شناسد.
هماهنگی منطقه‌ای هماهنگی با اسرائیل و احتمالاً کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برای ردیابی و توقیف
فشار بر چین چین در شرایط اقتصادی دشواری قرار دارد و ممکن است برای حفظ روابط با غرب، کاهش خرید را بپذیرد.
فناوری‌های نوین استفاده از هوش مصنوعی و ماهواره‌ها برای ردیابی نفتکش‌ها
تحریم‌های ثانویه تهدید بانک‌ها و شرکت‌های چینی به تحریم در صورت خرید نفت از ایران

پیامدهای احتمالی برای اقتصاد ایران

اگر این فشار موفق شود و صادرات نفت ایران به چین به طور قابل توجهی کاهش یابد، پیامدهای زیر قابل پیش‌بینی است:

  • شوک ارزی: کاهش شدید عرضه ارز در بازار، جهش نرخ دلار

  • کسری بودجه: تشدید کسری بودجه دولت (که حدود ۶۰-۷۰٪ آن از نفت تأمین می‌شود)

  • تورم بالاتر: افزایش نرخ ارز به معنای تورم وارداتی و گرانی کالاها

  • رکود عمیق‌تر: کاهش توان واردات مواد اولیه و کالاهای سرمایه‌ای، تعطیلی صنایع

  • فشار معیشتی: کاهش قدرت خرید مردم و افزایش فقر

  • واکنش‌های سیاسی و اجتماعی: افزایش نارضایتی‌ها

آیا ایران آماده این موج است؟

سؤال کلیدی این است که آیا ایران برای چنین موجی از فشار آمادگی دارد؟

  • ذخایر ارزی: میزان ذخایر ارزی قابل اتکا نامشخص است.

  • تنوع‌بخشی به مقاصد صادراتی: تلاش‌ها برای فروش نفت به غیر از چین (مانند سوریه، ونزوئلا) محدود بوده است.

  • اقتصاد مقاومتی: شعارها، اما در عمل وابستگی به نفت همچنان بالاست.

  • مذاکرات: احیای برجام یا توافق موقت می‌تواند فشار را کاهش دهد، اما در شرایط فعلی دور از دسترس به نظر می‌رسد.

جمع‌بندی: نفس‌گیری در انتظار اقتصاد ایران

هشدار دکتر سعدوندی درباره هدف‌گیری صادرات نفت ایران به چین، یک زنگ خطر جدی است. اگرچه ایران در سال‌های اخیر توانسته تحریم‌ها را دور بزند، اما هماهنگی جدید آمریکا و اسرائیل و تمرکز روی ناوگان سایه می‌تواند معادلات را تغییر دهد. قطع یا کاهش شدید صادرات نفت، اقتصاد ایران را با یک شوک بزرگ روبه‌رو خواهد کرد. در چنین شرایطی، تنها راه‌حل‌های کوتاه‌مدت (مدیریت منابع ارزی) و بلندمدت (کاهش وابستگی به نفت و تنوع‌بخشی به اقتصاد) می‌توانند کشور را از این بحران عبور دهند.

تاریخ انتشار:

اسفند 6, 1404